امروز داشتم نگاهی به دو کتاب متفاوت می انداختم یکی صد سال تنهایی مارکز که انگار یکی دنبالش کرده بوده و پشت سر هم و به قولی "نان استاپ" وقایع رو تعریف می کنه حتی گاهی گیج می شی که اسمی که می یاره رو کجا شنیدی...! اما حقیقتا زیبا ست. و اما دیگری کتابی که برای خیلی از ما ها که مغزمون به اندازه مرغ تنبل شده بسیار مناسبه ساده به زبون بچه ها اما مفاهیم نغز و جالب..."داستان هایی از شل سیلور استاین"... استاین رو اصولا به نویسنده کودکان می شناسند اما حقیقتا مفاهیمی داره که بچه ها هم تا زمان بزرگسالی متوجه اون نخواهند شد... یادم میاد حتی توی خیلی از پروژه های دانشگاه داستان های اون رو برای ترجمه بهمون می دادن... یکی از بهترین داستان های اون "آشنایی قطعه گمشده با دایره بزرگ" است که به راستی خوندن اون برای یک بار در عمر می تونه میکروب های خودبزرگ بینی ، نا امیدی و ... رو برای همیشه از بین ببره البته به شرط اینکه مثل بعضی ها آلزایمر نداشته باشین... سرگذشت "قطعه گمشده" داستان زندگی خیلی از ما ست که به محض اینکه به کسی می رسیم این طور فکر می کنیم که می تونه نیمه گمشده ما باشه اما... غافل از اینکه هم ما به عنوان قطعه گمشده رشد می کنیم و هم بعضی ها زیادی قطعه گمشده دارن و کامل شدن با اونها تا ابد هم به نتیجه ای نخواهد رسید. (عکس رو لژ خانوادگي زديم ارشادي نباشه!!) آخر داستان هم، قطعه گمشده که در واقع به شکل مثلث هست و توان قل خوردن نداره اونقدر به سختی قل می خوره تا دایره بشه و تازه اون موقع می فهمه که می تونه همراه دایره بزرگ باشه و نه لزوما" قطعه گمشده اون...
![]()
پی نوشت: به هر نویسنده ای اعتماد نکن به عنوان مثال سیمین دانشور با وجود اینکه نویسنده ای چیره و زبردسته اما اگه کتاب" جزیره سرگردانی" اون رو بخونید درک می کنید که بعضی نویسنده ها درست مثل مردم عادی فکر می کنند و می نویسند و حتی خوندن کتابشون تب ارتفاع رو برای آدم تداعی می کنه (منظورم سرگیجه است) اما کتاب های بزرگ علوی و یا کتاب "کافه پیانو" که در حال حاضر اسم نویسنده اش در خاطرم نیست به حقیقت در عین سادگی شاهکاره...(پی نوشت به این اندازه قطور دیده بودین...!!)
نوشته شده در پنجشنبه دهم دی 1388ساعت
23:41 توسط سپیده اشرفی| |


